وبلاگ لژیون مسافر مهدی یوسفی
درمان اعتیاد در کنگره60 ، به روش تدریجیDST
درباره وبلاگ


وبلاگ حاضر به منظور یاری رساندن به كسانی است كه سالها درگیر بیماری اعتیاد بوده اند.و قصد دارد با بیان تجربیات و بهره گیری از آموزشهای كنگره60،قدم كوچكی در راه اطلاع رسانی و درمان اعتیاد بردارد.

مدیر وبلاگ : مسافر مهدی یوسفی
خلاصه سخنان استاد
 در لژیون روز پنج شنبه تاریخ۹۷/۱۰/۶:

مسیر اصلی ما در کنگره،درمان است. اون چیزی که ما رو به درمان نزدیک میکنه اینه که در جلسات در مورد درمان صحبت کنیم و در مورد همین موضوع صحبت کنیم.
اگر سی دی های دستور جلسه را گوش نکنیم،این صفت به دیگران انتقال داده میشه.
کی به کی انتقال میده؟ 
یک 4ماه سفر به یک 3ماه سفر 
یک 2ماه سفر به یک 1ماه سفر
یک 6ماه سفر به یک 5ماه سفر
این انتقال صفات ناخودآگاه اتفاق می افتد و دست من و شما نیست. اون چیزی رو انتقال میدیم که خودمون اونو داریم. بعد از یک مدت میبینیم که هیج کس سی دی گوش نداده و ننوشته.
اگر سی دی گوش ندیم و ننویسم شاید قطع مواد بشیم اما درمان نخواهیم شد.
کنگره مکانی نیست که فقط مواد رو از ما بگیره.کنگره ۶۰درمان نمیکنه کسی رو.
کنگره 60 یک وسیله ای هست که ما رو به مقصد میرسونه.
صرفأ داشتن یک ماشین ما رو به مقصد نمیرسونه.داشتن ماشین یکی از شرایط لازم برای رسیدن به هدف است و باید اقدامات دیگر هم انجام دهیم مثلأ: رانندگی بلد باشیم،سوخت ماشین رو تأمین کنیم،مشکلاتی که در مسیر وجود دارد را حل کنیم و ...
باید بدانیم که انرژی ایی که در ماه های اول ورود به کنگره از دیگران دریافت کردیم را به اشخاصی که بعداز  ما وارد کنگره می شوند منتقل کنیم و انجام این کار مهم است.

آموزش های کنگره زمانی میتانه برای ما در آینده اثر گذار باشه که وقتی که یاد گرفتیم و انجام دادیم به مرحله انتقال برسانیم.
اگر انتقال دادیم جابه جا میشه و دوباره جاش پر میشه و چرخش اتفاق می افته.
انرژی چطوری تولید میشه؟ در اثر جابه جایی اتفاق می افته.
جابه جایی یعنی چی؟
ما فکر میکنیم که فقط چیزهایی که خوبه مال ماست و چیزهایی که برای ما خوب نیست رو باید به آدما بدیم یا منتقل کنیم و همین مسئله باعث زمین گیر شدن ماشد. همین باعث شد که ما درجا بزنیم. اما وقتی که چیزهای خوب رو به دیگران میدی،یه اتفاق دیگه می افته.
در کلام ا... به ما توصیه شده که اگر میخوایین چیزی رو ببخشین از چیزهای خوبتان ببخشید. نه اینکه از چیزهایی که خوب نیست یا خراب شده و به درد نمیخوره.
به جای اینکه یک کیسه برنج خراب بخشش کنی یک کیلو برنج سالم بخشش کن. کسی انتظار نداره که همه دارایی ات را ببخشی،نه. اما یک کیلو بخشش کن و چیز خوب،بخشش کن.
اگر میخوای به انسان ها محبت کنی چیز خوب رو بده.اون چیزهایی رو بده که حالت رو خوب میکنه اون ها رو به انسان بده.

از قدیم گفتن که یه استا کار همه چیز رو به شاگرد نباید بگه،چرا؟!! مگه بد اونم یه استا بشه و بره برای خودش پول دربیاره.
کجای این کار بد است که اگر قرار چیزی رو به کسی یاد بدیم آروم آروم یاد بدیم اما درستش رو یاد بدیم. 
وقتی میخواییم چیزی رو به آدما بدیم درستش رو بدیم.
در کنگره اینجوریه که اگه راهنما به رهجو راه نشون میده،اون راهی است که راهنما خودش رفته و حالش رو خوب کرده و راه خوب رو به آدما نشون میده.هیج وقت راهنما راهی رو که خودش رفته و ضرر کرده رو به رهجو نمیگه.هیج وقت چنین کاری نمیکنه.همین جور پدر و مادرهامون،چیزهایی که به ما میگفتند،راه هایی بود که ما رو به رستگاری می رسوند.
ما فکر میکردیم که خیلی زرنگ هستیم و همه چیز رو بلدیم.یک چشم بهم زدیم ۳۰-۳۵-۴۰سال از عمرمون گذشت و تازه فهمیدیم که چقدر راه رو اشتباه رفتیم.
ما در کنگره میاییم تا صفات خوب رو به هم منتقل کنیم. اگه سی دی گوش ندیم و ننویسیم چیزی نداریم که به دیگران انتقال بدیم.توی ظرف ما چیزی نیست که به همدیگه بدیم.

اما اگر آموزش بگیریم چیزهایی رو به همدیگه انتقال میدیم که خوب هستند.یعنی توی سبدمون چیزهای خوب داریم که به همدیگه بدیم.
کسی که سی دی گوش نمیده برای یک بار اتفاقی نمی افته اما اگه تکرار بشه،هرچی تلا‌ش هم بکنه چیزی نداره که به انسان ها انتقال بده.
دلیل اینکه در برخورد با کسی حالمان خوب میشود این است که آن شخص در ظرفش چیزهای خوب برای انتقال دارد.
از یک لوله همون چیزی بیرون میاد که داخلش هست.
درون انسان هم همینه.اگر بخواهیم که خوبی به انسان ها منتقل کنیم باید صفات خوب رو جذب بکنیم. برای خوب شدن انسان باید آموزش بگیره.
تمام چیزهایی که در کنگره به ما میگویند به دلیل این است که حالمان خوش بشود و به خوشی برسیم.
چرا رفتیم و مواد مصرف کردیم؟ برای اینکه سرخوش بشیم.میخواستیم یه چیزی رو خوب کنیم اما چون از راهش نبود چیزی رو از ما گرفت که ما به خاطر بهتر تر شدن اون،به مواد رو آوردیم.
برای بهتر شدن هر دلیلی که مواد مصرف کردیم،اولین چیزی که از ما گرفت همون مسئله بود.

اما وقتی در مسیر درست آموزش میگیریم  منتقل کردن چیز های خوب دیگه کار سختی نیست. چون در ظرف مون فقط خوبی داریم و به مسائل بی ارزش و کم اهمیت،اعتنایی نمی کنیم و خیلی چیزا دیگه برات بی ارزش میشن. میدونید چرا؟ چون اصن برات فرقی نمیکنه
آیا وقتی بارون میباره فرقی در باریدنش میزاره.
صفات بد خیلی زود انتقال پیدا میکنه.صفات خوب و صفات بد به زبون نیست،به عمل است یا به عبارت دیگر : اون چیزهایی به ما برخواهد گشت که ما به انسان ها تقدیم خواهیم کرد.
اگر از زمانه یا آدمها راضی نیستیم و چیزهای بدی دریافت میکنیم،احتمالأ ما چیزهای بدی به زمانه و آدمها انتقال دادیم که حالا داریم دریافت میکنیم.
قانون کائنات این جوریه که همونی رو به من میده که من به اون دادم.
وقتی که ما به دیگران مهربانی رو انتقال میدیم،اصن لازم نیست که از کسی بخواییم. اگر خوبی ما مصنوعی و غیر طبیعی باشه در انتظار میشینی تا بیاد و اون وقت دقیقأ همون چیزی میاد که خودت انتقال دادی.

{استاد بزرگوار ایجنت محترم آقا مهدی یوسفی}





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic